مرتضى راوندى
78
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
من خداى آفتاب به زير زمين خواهم رفت تا روشنايى خود را به ساكنان اين عالم بتابانم ، تو جانشين من خواهى بود ، و تو با اينكه كوچكتر از خدايان ديگر هستى بايد نيرو و قدرت خود را شامل همهء آنان بنمايى . . . ديدهء عالميان وقتى به جمال تو افتد در تو مرا خواهند ديد و بوسيلهء تو براى من درود و ستايش خواهند فرستاد . « 144 » سابقهء تاريخى حكايت آدم و حوا از مطالعاتى كه « لايارد » مستشرق انگليسى در يك كتيبهء سنگى به عمل آورده چنين استنباط مىشود كه قصهء آدم و حوا نخست درميان اكديها و سومريها شهرت داشته و از آنان به كلدانيها و آشوريها رسيده است . در كتيبهء سنگى مكشوفه ( كه اكنون در موزهء بريتانياست ) درخت معرفت در وسط قرار گرفته و آدم و حوا در دو طرف آن بر روى چهارپايه نشستهاند و مار كه موجب گمراهى حوا شده و او را به خوردن ميوه ترغيب كرده است در پشتسر حوا ايستاده است . اين درخت چون به آدمى امتياز عقل و معرفت را بخشيده و انسان را از اين جهت شريك و نظير خداوندان ساخته است مورد احترام مردم بين النهرين قرار گرفته بود و در برخى از كتيبهها سلاطين و شخصيتها را در برابر اين درخت مقدس ترسيم كرده بودند . اين عقيده و فكر مذهبى بعدها در كتاب تورات ، سفر تكوين ، باب سوم ، به اين صورت منعكس شده است : آدم را خداوند از خاك زمين آفريد و حوا را نيز از دندهء آدم خلق كرد و هردو در باغ عدن به خوبى و خوشى مىزيستند . در اين باغ انواع و اقسام درخت ميوه و آب گوارا و همهنوع آشاميدنى و خوردنى وجود داشت . در وسط باغ دو درخت بود يكى به نام درخت معرفت ، ديگرى به نام درخت حيات . آدم و حوا را خداوند اجازه داد هرچه مايل باشند از ميوهء درختان تناول نمايند مگر از دو درخت معرفت و حيات و از خوردن ميوهء اين دو درخت ممنوع شدند . ولى روزى مار به حوا ظاهر شد و وى را به خوردن ميوهء درخت معرفت تحريص و ترغيب نمود . حوا يك ميوه از درخت معرفت تناول كرد و ميوهء ديگر را با خود همراه برد و به آدم داد . آدم از اين ميوه خورد و بر اثر آن ، نيروى تشخيص پيدا كرد و به لخت و عريان بودن خود توجه حاصل كرد و شرمنده شد و وقتى آواز خداوند را شنيد در پشت درختان پنهان گرديد . خوردن اين ميوه سبب شد كه آدم و حوا عقل و معرفت پيدا كردند و نيك و بد را از هم تشخيص دادند ولى بر خلاف دستور خداوند رفتار نموده بودند و براى اينكه مبادا از ميوهء درخت حيات ميل كنند و حيات جاويدان پيدا نمايند از باغ عدن رانده شدند و خداوند براى حفاظت درخت حيات ، كروبيان را در اين باغ مسكن داد و هركدام شمشير آتشبار در دست داشتند و از اين درخت نگهبانى مىكردند . « 145 » كلمهء كروبى كه در تورات ذكر شده مربوط به سه هزار سال ق . م . و از اصطلاحات
--> ( 144 ) . دكتر جوان ، تاريخ اجتماعى ايران باستان ، ص 321 . ( 145 ) . همان ، ص 103 .